تبليغاتX
روزگاران...

سیاست       

سیاست زمینی است که در آن روزانه گام می نهیم و هوایی که هر دم به درون می بریم. سیاست می گوید که کشور ما از کجا آغاز می شود و تا کجا امتداد می پذیرد. سیاست شغل ما و درآمد ما و آسایش ماست. سیاست تعیین می کند که آیا می توانیم بر سرنوشت خویش حاکم باشیم یا باید در کنج زندان بپوسیم. سیاست مقرر می دارد که حق چیست و عدل چیست. سیاست می رهاند یا بر زمین می زند. سیاست حکم می کند که کشتن وطن پرستی است یا تروریسم. سیاست داوری می کند که آگاهی چیست و گمراهی کدام است. سیاست عرق گرم جبین شما را می گیرد و از آن سرب داغ می سازد و به سینۀ خودتان فرو می کند، یا اجازه می دهد دست رنجتان در راه آسایش خود و عزیزان تان و اعتلای میهن تان به کار افتد. سیاست فرمان می دهد که هدف وسیله را توجیه می کند یا، به عکس، وقتی پای انسان به میان آید، هیچ هدفی وسیله را توجیه نمی کند و کشتن هر انسان مساوی است با کشتن انسانیت.

اما سیاست عنصری بسیط و ساده نیست. تافته ای است بافته از تار و پود جامعه و اقتصاد و فرهنگ و تاریخ و جغرافیا. چکیده و عصارۀ هزاران عاملی است که شاید همیشه در واپسین ترکیب نمایان نباشد، اما تا همه دست به دست هم ندهند، معجونی به نام قدرت سیاسی پدید نمی آید. هیچ یک از این عوامل به تنهایی قادر به ایجاد محصول نهایی نیست، اما بدون آن، پدیده ای موسوم به سیاست بر زندگی ما حاکم نمی شود.

عزت الله فولادوند، خرد در سیاست، مقدمه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 15:57  توسط حامد عامري  | 

تاریخ است که به تنهایی می‏تواند به حقیقت انسانی شکل دهد و آن را بیان کند....

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 18:29  توسط حامد عامري  | 

نگاهی به سیاست خارجی دولت‏های نهم و دهم6

گفتمان ائتلاف محور

مباحث مربوط به گفتمان‏های سیاست خارجی جهموری اسلامی با بحث دربارۀ دو گفتمان آرمان‏گرای واقع‏گرا، که در میانۀ دو گفتمان اصلی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی قرار می‏گیرد به پایان می‏رسد. هدف از این شش یادداشت بیش از هر چیز پیدا کردن چارچوب‏های مناسبی برای درک بهتر سیاست خارجی جمهوری اسلامی است و این‏که دولت‏های نهم و دهم به کدام یک از این گفتمان‏ها نزدیک‏تراند. چرا که از یک سو دولت احمدی نژاد خود را ادامه دهندۀ اصول اولیه و اصیل انقلاب دانسته و دیگر دولت‏ها را منحرف از خط انقلاب و از سوی دیگر رفتارهای دولت‏های نهم و دهم در زمینۀ سیاست خارجی هیچ شباهتی با دوره‏های قبل حتی در آرمان‏گرایانه‏ترین حالت ندارد. البته تفضیل این بحث در جای خود مورد توجه قرار خواهد گرفت اما به این نکته می‏توان به صورت مختصر توجه نمود که زمینۀ سیاست خارجی دولت احمدی نژاد، به صورت کلی هیچ ارتباطی با گفتمان‏های اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ندارد و ملغمه‏ای از هر کدام است و شبیه هیچ کدام نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 10:58  توسط حامد عامري  | 

نگاهی به سیاست خارجی دولت‏های نهم و دهم5

گفتمان‏های واقع‏گرایانۀ ایدئولوژیک

در کنار گفتمان‏های دوگانۀ آرمان‏گرایانه و واقع‏گرایانه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، گفتمان‏های بینابینی نیز شکل گرفت. این گفتمان‏ها بیش از همه حاصل این بود که هر کدام از گفتمان‏های کلان واقع‏گرا یا آرمان‏گرا، به مشکلاتی برخورده بودند و با توجه به ساختار جمهوری اسلامی و نیز لزوم تعاملات جهانی، و تعارضاتی که در این دو وجود دارد، گفتمان‏های بینابینی توانایی بیشتری برای شکل‏دهی به سیاست خارجی مناسب را برای ایران خواهند داشت، چرا که از یک‏سو به موازین و اصول اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نزدیک خواهد بود، از سوی دیگر اصولی که برای ایجاد روابط و تعامل با دیگر کشورها مورد نیاز است، مورد توجه قرار خواهد گرفت. این نوع گفتمان‏ها با دونام خوانده میشود، که هر کدام، نشان‏گر اولویت یک بُعد گفتمانی بر بعد دیگر آن است؛ گفتمان‏های «واقع‏گرایانۀ ایدئولوژیک» و «ایدئولوژیک واقع‏گرا». این گفتمان‏ها عبارتند از: «گفتمان اتحادمحور»؛ «گفتمان ائتلاف‌محور» و «گفتمان تعادل‌گرايي سازنده»، که به ترتیب به آن‏ها پرداخته خواهد شد. این مبحث، پایان مباحث مقدماتی دربارۀ سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دورۀ نهم و دهم است، در پایان  یادداشت‏های مربوط به مباحث پایه‏ای، به تحولات سیاست خارجی دولت‏های هاشمی رفسنجانی و خاتمی پرداخته خواهد شد و در مجموع این یادداشت‏ها، زمینۀ مناسبی را برای درک سیاست خارجی ایران در دورل دولت‏های محمود احمدی‏نژاد فراهم خواهد آورد. این نکته را باید مورد توجه قرار داد که بررسی سیاست خارجی دولت احمدی‏نزاد، بیش از هر چیز بر این موضوع باید متکی باشد که چه چرخشی و در چه جهتی نسبت به اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی و گفتمان‏های آن داشته است، و آیا، این دولت، که بیش از همل دولت‏های طول جمهوری اسلامی، ادعای پیروی از اصول و مبانی آن را دارد، تا چه حد به آن پایبند بوده و نسبت این پایبندی با منافع ملی چه بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 19:55  توسط حامد عامري  | 

هر نسل تازه، هر انسان تازه، وقتی که آگاه می شود میان گذشتۀ بی کران و آیندۀ بی کران جای داده شده است، باید راه تازه ای برای تفکر کشف کند و آن را لنگان لنگان و عرق ریزان طی کند. و هر چه باشد به هر روی چنین چیزی ممکن است و به نظر می رسد که احتمالاً بر جای ماندن آثار غریب بزرگ، دوام نسبی آنها در طول هزاران سال، مربوط به پیدایش آنها در باریکه راه تنگ غیرزمان است که نویسندگان آنها فکر می کردند این باریکه راه را در میان گدشتۀ بی کران و آیندۀ بی کران، با پذیرش این که گذشته و آینده متوجه آنان است کوبیده اند...و بدین ترتیب زمان حالی برای خودشان فراهم آورده اند، نوعی زمان بی زمان که در آن انسانها قادرند آثار بی زمانی خلق کنند که با آنها از کرانمندی و حدودیت خودشان برگذرند.

هانا آرنت، حیات ذهن

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 15:41  توسط حامد عامري  | 

اندیشۀ یک پادشاه

سفارت مآبا !

اولا : بر ذمت همت تو لازم است كه به درستى تحقيق كنى كه وسعت ملك فرنگستان چقدر است ؟ كسى بنام پادشاه فرنگ هست يا نه؟ و در صورت بودن ،پايتختش كجاست ؟ ثانياً فرنگستان عبارت از چند ايل شهر نشين يا چادر نشين است ؟ خوانين و سر كردگان ايشان كيان اند ثالثاً در باب فرانسه ، غور رسى خوبى بكن و ببين فرانسه هم يكى از ايلات فرنگ است يا گروهى و ملكى ديگر دارد؟  رابعاً در باب انگلستان تحقيق جداگانه و عليحده بكن ، و ببين اينان كه در سايه ماهوت و قلمتراش ، اينهمه شهرت پيدا كرده اند ، از چه قماش مردم و از چه قبيل قوم اند ؟ اينكه ميگويند در جزيره اى ساكن اند ، ييلاق و قشلاقى ندارند ، و قوت غالب شان ماهى است ، راست است يا نه ؟ اگر راست باشد چطور ميشود كه يكى در جزيره بنشيند هندوستان را فتح كند ؟ پس از آن در حل اين مسئله كه اينهمه در ايران در دهن ها افتاده است صرف مساعى و اقدام بنما ، و ليك بفهم كه در ميان انگلستان و لندن چه نسبت است ؟ آيا لندن جزيى از انگلستان است يا انگلستان جزيى از لندن ؟ خامساً به علم اليقين تحقيق بكن كه كمپانى هند ، كه اينهمه مورد مباحثه و گفتگوست ، با انگلستان چه رابطه اى دارد ؟ وبنا به اشهر اقوال ، عبارت است از يك پيره زن ، و به اعلى قول بعضهم مركب است از چند پيره زن ؟ آيا راست است كه مرغريت (مارگريت) يعنى خداوند تاتاران زنده و جاويد است و اورا مرگ نيست ؟ يا اينكه فناپذير است؟ همچنين در باب اين دولت لا يفهم انگلستان با دقت تمام وارسى نموده ، بدان كه چگونه حكمرانى است و صورت " عكس " حكمران او چيست ؟

سادساً از روى قطع و يقين غور و بررسى ينگه دنيا را نموده ، و در اين باب سر مويى فرو نگذار .

سابعاً و بلكه اخيراً تاريخ فرنگستان را بنويس و در مقام تفحص و تجسس آن بر آى كه اسلم شقوق و احسن طرق براى هدايت فرنگيان به شاهراه اسلام ، و باز داشتن ايشان از اكل ميته و لحم خنزير كدام است ...

نامۀ اعلی حضرت فتح‏علی شاه به سفیر ایران در استانبول...

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 19:56  توسط حامد عامري  | 

این روزها در محافل سیاسی مسئلۀ مهمی ذهن اهل سیاسات را به خود مشغول کرده و آن موضوع تغییر نظام سیاسی ایران از نظام ریاستی به پارلمانی است. جدا از این‏که مبنای این تغییر چه است و فکر این موضوع از کجا آمده، ذکر چند نکته حائز اهمیت است. اول این‏که، مهم‏ترین ویژگی یک نظام سیاسی جدا از شکل و ساختار آن، کارآمدی آن است. نظام سیاسی هر کشور ابتدا باید به حدی از کارآمدی برسد تا بتواند در ادارۀ جامعه با کمترین هزینه و بیشترین فایده، موفق باشد، این البته شامل هر نوع حکومت با هر شکل و مبانی‏ای است به این معنا که حکومت خواه دموکراتیک باشد خواه غیرِ آن؛ خواه از لحاظ شکلی فدرال باشد یا بیسط و خواه دارای نوع نظام پارلمانی ریاستی یا اساساً فاقد این اشکال باشد، بایستی «کارآمد» باشد تا «مشروعیت»اش پابرجا باشد. این را باید توجه داشت که در بسیاری از دولت‏هایی که دچار تغییر و تحولات اساسی و به اصطلاح انقلابی می‏شوند، این اتفاق زمانی می‏افتند که این دولت در حداقل «کارآمدی» قرار دارد و این ویژگی را می‏توان در بیشتر کشورهایی که نظام سیاسی آن‏ها به هر دلیلی تغییر کرده است مشاهده نمود. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 20:12  توسط حامد عامري  | 

نگاهی به سیاست خارجی دولت‏های نهم و دهم4

در کنار گفتمان‏های آرمان‏گرایانۀ ایدئولوژیک، که نقش مهمی در شکل‏گیری سیاست خارجی جمهموری اسلامی ایران دارد، گفتمان‏هایی در سال‏های پس از انقلاب، به خصوص دهۀ هفتاد وهشتاد شکل گرفت، که می‏توان از آن‏ها به عنوان گفتمان‏های واقع‏گرایانه نام برد. این گفتمان‏ها در واقع، واکنشی به وضعیت پس از جنگ بود و مفاهیمی که در این گفتمان‏ها مورد توجه است، نشان‏گر فضای واقع‏گرایانۀ پس از جنگ  دارد. گرچه، این موضوع را باید مورد اشاره قرار داد که کماکان، ایدئولوژی به عنوان یک منبع اصلی در سیاست‏گزاری کشور مورد توجه بود و ایده‏های جدیدی در راستای رسیدن به اهداف ایدئولوژیک در سیاست خارجی جمهوری اسلامی وجود دارد. از جمله این گفتمان‏ها می‏توان به «گفتمان مصالحه‌گرایی»، «گفتمان اعتمادسازی»، «گفتمان امنیت دسته‌جمعی». این گفتمان‏ها در طول سال‏های پس از جنگ، بیش از گفتمان‏های ایدئولوزیک مورد توجه قرار گرفتند که به نوعی ایجاد چنین گفتمان‏هایی را می‏توان تجدیدنظرطلبی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دانست که بر اساس مقتضیات جهان پس از جنگ سرد و نیز تحول در داخل ایران دانست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 22:17  توسط حامد عامري  | 

نگاهی به سیاست خارجی دولت‏های نهم و دهم3

گفتمان‏های آرمان‏گرایانه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

به طور کلی، بر اساس مبانی اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، دو گفتمان عمده در این زمینه می‏توان مشاهده نمود: گفتمان آرمان‏گرایی ایدئولوژیک و گفتمان واقع‏گرایی، البته برخی از تحولات سیاست خارجی ایران در حقیقت بین این دو گفتمان اصلی قرار دارند و هر از گاه سایۀ یکی از این گفتمان‏ها بر دیگری سایه می‏اندازد. در این یادداشت و دو یادداشت آینده، ضمن بررسی این دو گفتمان عمده، به گفتمان‏های خُردترِ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز پرداخته خواهد شد، که البته به هر روی هر کدام در ذیل یکی از دو گفتمان عمدۀ ذکر شده دربالا قرار خواهند گرفت، و به نوعی، هر  کدام از این گفتمان‏های خردتر، وجوهی از هر کدام از گفتمان‏های کلان‏تر را بازنمایی می‏کنند.

آن‏چه به عنوان تفاوت میان این گفتمان‏ها باید به آن توجه نمود، مسألۀ «ایدئولوژیک» بودن نظام سیاست خارجی ایران است. این نکته در بسیاری از موارد در تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران فراموش می‏شود که بخش عمده‏ای از این سیاست‏گذاری، مبتنی بر ایدئولوژی است، این موضوع به خصوص در مورد سیاست خارجی دولت نهم و دهم، در زمینۀ سیاست خارجی، می‏بایست مورد توجه قرار گیرد. دولت‏های احمدی‏نژاد، با شعار احیای ارزش‏های انقلاب، گام‏های مهمی به سمت ایدئولوزیک کردن سیاست خارجی، چه در حد شعار و چه در سطح عمل، برداشت، اکنون البته سخن، سنجش این سیاست نیست، بلکه این است که جایگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، در این دوران، و گفتمان اصلی موجود در آن، به طور واضح مشخص گردد، و سنجش و نقد آن در جای خود به صورت مشخص صورت خواهد گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 22:13  توسط حامد عامري  | 

نگاهی به سیاست خارجی دولت‏های نهم و دهم2

مقدمه‏ای بر گفتمان‏های عمدۀ سیاست خارجی ایران

یکی از مهم‏ترین مواردی که در شناخت سیاست خارجی ایران باید مورد توجه قرار داد، درک تحولات مختلفی است که در سیاست خارجی ایران رخ داده است. همان‏گونه که در نوشتۀ پیشین آمد، مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، بیش از هر چیز مبتنی بر ایدئولوژی است، این ایدئولوژی، به عنوان یکی از مهم‏ترین و اصلی‏ترین آبشخورهای سیاست خارجی ایران است. در این زمینه، این را باید در نظر داشت که برداشت‏های مختلف از ایدئولوژی انقلابی ایران، موجب شده است که در طول سالیان گذشته «گفتمان»های مختلفی پیرامون نوعِ عملی کردن این ایدئولوژی، به وجود امده است، و در ضمن، تحولات داخلی و نیز دگرگونی‏های زیاد در بیرون از مرزهای کشور، موجب شده بود که تحولات مختلفی در زمینۀ سیاست خارجی ایرانبه وجود بیاید. در این یادداشت، به مهم‏ترینِ این گفتمان‏ها پرداخته و جایگاه آن‏ها در سیاست خارجی ایران مورد توجه قرار می‏گیرد. 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 22:8  توسط حامد عامري  |